|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
آخرین سایه
عشق و دیگر هیچ فلفل سیاه # آدم عجیب # عشق سوخته میلاد × از شیر مرغ تا جون ادمیزاد × نیلوفر (شراب عشق) علی (واژه فروش) تک دختر باران کامی عاشق تنها ریحان احسان محمدرضا (پسرجنگلی) رها (اتیش پاره) مونا ( من و باران ) محمدکاظم خسرو ( شعر مقاله آموزش ) آرشیو پیوندهای روزانه |
زیرسایه ها
ورود به ناکجا آباد (بخش دوم )
........................سکونت در ناکجا آباد درون . اغلب نیاز به تغذیه وپرورش رویا . آرزو بصیرت و خویشتن شما دارد . بدون درنظرگرفتن اینکه چه اتفاقی خواهدافتاد . یعنی صرف نظر کردن ازجدول زمانی که موجب آسودگی خیال خواهدشد یعنی اعتمادکردن به اینکه این پدیده . زندگی . امیدوتجدیدحیات است حتی اگر معلوم شود که چنین نیست . یعنی همچنان درنظرداشتن همه چیز حتی اگرچیزی دربرابرنظرتان پدیدارنشود .یعنی بیاد آوردن اینکه همیشه زمانی برای شکوفایی فراخواهدرسید که پررمز ورازاست. خطی نیست و در ورای درک ما قرار دارد ولی اگر در ناکجا آباد ساکن نشوید این زمان هرگز فرا نخواهد رسید . به قول < کبیر > یکی از شاعران مقدس هند که میگوید آه ای قلب من . در انتظار فرصت مناسب بمان . هرچیز . در زمان مناسب . اتفاق می افتد . شاید باغبان گیاه را در آب غرق کند ولی درختان جز در فصل مناسب میوه نخواهند داد .
بادهای موافق همواره میوزند شما باید بادبانها را بر افرازید رابیندرانات تاگور در هر روحی ورطه راز وجود دارد هر کس ورطه ای دارد که خود از آن آگاه نیست و نمیتواند آنرا بشناسد هنگامی که اسرار نهانی بر ما آشکار میشود بر اساس وعده ای که داده شده است شاهد شگفتیهای غیر قابل تصوری خواهیم بود لئون بلوی |+| نوشته شده توسط سایه در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 0:9
|